
بعد از بررسی چند فیلم جدید , بد نیست سری به گذشته های نه چندان دور سینما و یکی از بزرگترین کارگردان های آن بزنیم.
استنلی کوبریک , در سال 1928 در شهر نیویورک متولد شد. دوران نه چندان درخشانی را در مدرسه طی کرد. در سن سیزده سالگی از پدرش بعنوان کادوی تولد , یک دوربین فیلمبرداری هدیه گرفت و چندی نگذشت که در سن هفده سالگی بعنوان یک عکاس حرفه ای در مجله های شهر عکس داشت و با آنها کار می کرد.
در سن بیست و دو سالگی برای نخستین بار دست به ساخت یک فیلم مستند می زند و در پی آن فیلمهای دیگر و دیگر. نخستین فیلم بلند کوبریک , خاطره ی خوشی نداشت. ازدواج با دوست دوران مدرسه , در زمان این فیلم دوامی نیاورد و به جدایی منجر شد.
تا هفت سال بعد کوبریک فیلمهای متعددی ساخت. تا اینکه در سال 1957 با جلب توجه هالیوودی ها , موفق به ساخت نخستین فیلم مطرح خود گشت. Paths of Glory با بازی Kirk Douglas و بالاخره در سال 1960 اسپارتاکوس.
بعد از این , کوبریک با هالیوود به مشکلاتی رسید و عازم انگلیس شد. در انگلیس نخستین فیلم خود یعنی Lolita را با دقت خاصی پیش برد.
Dr. Strangelove or: How I Learned to Stop Worrying and Love the Bomb یک نمونه ی دیگر از نبوغ و خلاقیت کوبریک شد. او عادت داشت در یک زمان چند فیلم را با هم پیش ببرد و گاهی از میان یکی , دیگر را برای همیشه رها کند. وی عادت داشت , از یک صحنه بیش از سی یا چهل بار و یا حتی گاهی بیش از پنجاه بار برداشت کند. میانه ی وی با اغلب فیلمبردارانی که تازه با او مشغول به کار می شدند خوب نبود.
2001: A Space Odyssey یک کار استثنایی در زمان خود بود که استاندارد ساخت فیلمهای تخیلی – علمی را بالا برد.
پس از این, دوران طلایی کوبریک آغاز شد. دورانی که می توان به جرات وی را بهترین کارگردان دو دهه نامید. برای ساخت هر یک از این پنج فیلم بطور متوسط بیش از سه یا چهار سال وقت صرف شد و پنج فیلم طلایی و الگوی سینمایی برای همیشه به تاریخ سینما اضافه شد.
پرتغال کوکی A Clockwork Orange با انتقاد کلیسا و دولت وقت انگلیس مواجه شد. از روی پرده پایین کشیده شد و برای نخستین بار صحنه هایی با جرات بسیار به روی پرده ی سینماهای دنیای اوایل دهه ی هفتاد رفت.
Barry Lyndon داستان شگفت انگیز و تکان دهنده ای که فیلمنامه ای پر از آموخته های فنی برای سینماگران داشت. فیلمنامه ای یکتا و بی همتا در زمان خودش که بعدها الگوهای زیادی در سینمای هالیوود بر جای گذاشت. فیلمهایی چون Pulp Fiction و یا Memento از دید بسیاری منتقدان امروز , از فرزندان فیلمهای کوبریک به شمار می آیند.
The Shining فیلمی فراتر از یک فیلم متعلق به سال 1980 بود. داستانی از نویسنده پرآوازه ی فیلمهای ترسناک یعنی Stephen King.
اما پرداختی متفاوت و به یاد ماندنی از کوبریک بر این فیلم , این فیلم را از دیگر فیلمهای دنیای وحشت جدا می کند. وحشتی متفاوت اما عمیق. چیزی جدا از فضای پیرامون دنیای واقعی کمتر در این فیلم می بینیم , اما از دید بسیاری , این فیلم ترسناک ترین فیلم تاریخ سینما لقب داده شده است.
Full Metal Jacket هغت سال بعد آماده شد. فیملی باز هم با یک متد جدید کارگردانی, فیلمی با دو قسمت متفاوت و فیلمنامه ای تازه و داغ برای منتقدان تشنه.
کار جدید با زوج تازه وارد بزرگ سینما یعنی نیکول کیدمن و تام کروز آغاز شد. کوبریک فیلم بعدی اش را Eyes Wide Shut اعلام کرد و بعد از دوازده سال این فیلم وارد بازار شد. کوبیرک مدعی شد که این بهترین فیلم وی بوده , اما بینندگان و منتقدان سینما چنین عقیده ای نداشتند. ترکیب چند ژانر سینمایی و ایجاد یک فضای بسیار نامانوس برای مردم , غریب آمد. عده ی زیادی فیلم را ستایش کردند اما تا امروز , هنوز این فیلم از فیلم های بحث برانگیز سینما به شمار می رود.
بیماری قلبی مجال نداد تا کوبریک کارگردانی فیلم آخرش را انجام دهد. Artificial Intelligence توسط اسپیلبرگ کارگردانی شد و به موفقیت چندانی نرسید.
نکاتی در باب کوبریک :
- تقریبا تمام فیلم هایش دارای "نریشن" بودند.(Narration)
- اصولا بر اساس داستان فیلم می ساخت.
- اغلب فیلمهایش دارای ریشه های "غیر انسانیت گرایی" بودند.
- در فیلمبرداریها تصاویر متقارن زیادی دیده می شد.
- عموما در فیمنامه ها , مقابله ی سه جانبه بوجود می آورد.
گفته ها در باب کوبریک زیاد است. اگر حوصله کردید به این صفحه سری بزنید: http://www.imdb.com/name/nm0000040/bio


