کابوس یا رویا ؟ Revolutionary Road


قصه از آنجا شروع می شود که دوران تجرد به پایان می رسد , یک شب عاشق می شویم و بعد ...
ازدواج می کنیم , خانه ای می گیریم , بچه دار می شویم و ماهانه درآمدی کسب می کنیم و ادامه می دهیم. خانه ای در یک منطقه ی ویلایی و آرام و زیبا می خواهیم و ... اینها رویای بسیاری آدمهاست. اما آیا اگر کابوس شوند , بیراهه گفته ایم ؟

Sam Mendes در فیلم تازه اش فضایی را به نمایش می کشد که شاید برای بسیاری نامحسوس و احمقانه جلوه کند. داستانی از یک زندگی که هم موفق است و هم ناموفق. موفق از دید تمام آدمهای اطراف و ناموفق و نامطلوب از دید صاحبان آن زندگی.
Kate Winslet دوباره به همراه Dicaprio در فیلمی بازی می کند که مایلها با کشتی تایتانیک فاصله دارد. عشق و زندگی روی دیگری از خود را نمایش می دهند و بیننده در فضایی از سوالها و ابهامها رها می شود.
Revolutionary Road یا "راه انقلابی" فضای اندیشه ی کسانی ست که همواره در پی ایجاد یک زندگی متفاوت در تلاشند. شهامت ها و ترس هایشان را نشان می دهد. تلاش ها و نبردهایشان را نشان می دهد و از زاویه ی دید دیگران نیز به آنها می نگرد. مقابله ی "منطق" زندگی روزمره و رشد در قالب این روزمرگی در برابر تلاش برای ایجاد تفاوت با روزمرگی.
از دید من Revoluyionary Road می توانست واقعا بهتر از اینها باشد. حرفهای زیادی برای گفتن ناگفته ماند.

Kate Winslet برنده ی جایزه گلدن گلوب شد و شاید اسکار را هم ببرد. Dicaprio هم با این فیلم نامزد بهترین بازیگر مرد شد و جدا از این جوایز , فیلم Revolutionary Road نامزد بهترین فیلم و بهترین کارگردانی هم بود.

نمی دانم این شانس بوده و یا واقعا انتخابهای درست Dicaprio طی سالهای گذشته که تقریبا در تمام فیلمهای اخیری که بازی کرد , فیلمهای خوب و بزرگی از آب در آمدند:
Revolutionary Road 2008
Body Of Lies 2008
Blood Diamond 2006
The Departed 2006
The Aviator 2004
Catch me If you Can 2002
Gangs of New York 2002

البته برای Kate Winslet هم سالهای خوبی بوده است. همین امسال با فیلم دیگرش یعنی The Reader هم توجه زیادی را به خود جلب کرده است. اما به واقع او بعد از فیلمهایی که در سال 2004 بازی کرد یعنی :
Finding Neverland و The Eternal Sunshine of the Spotles Mind با فیلمهای دیگرش تا این فیلم چندان موفق نبوده است.
قابل ذکر است که موفق ترین فیلم این کارگردان Sam Mendes پیش از این به سال 1999 برمی گردد با فیلم بسیار زیبا و پر سر و صدای American Beauty که موفق شد بهترین فیلم سال در اسکار 2000 باشد.

Gran Torino





یکبار دیگر با یکی دیگر از فیلمهای آقای "ایست وود" روحم تکانی خورد.
واقعا می توان او را یکی از پرکارترین و موفق ترین کارگردانان حال حاضر دنیا لقب داد. شاید بعد از "کوبریک صد برداشتی" و "اسپیلبرگ" - البته سالها پیش - یک برگ بزرگ دیگر به تاریخ سینمای هالیوود اضافه شده و باید این مرد بزرگ را با کارهای فراموش نشدنی اش ستایش کرد. کارگردانان بزرگ کم نیستند , اما اینکه چند سال پیاپی با شاهکارهای متفاوتی ظاهر شوند , کمتر دیده شده.

بعد از Changeling , کار دیگری که امسال در راه بود و در چند بخش هم نامزد Golden Globe بود , Gran Torino نام داشت.
داستان پیرمردی که خود آقای Clint Eastwood نقش آن را بازی می کند و به تازگی همسرش را از دست داده و با یک زندگی تازه در تنهایی خود رو به رو می شود. با فضایی متفاوت و نیازهایی متفاوت , تنهایی و دنیای ظالم بیرون از آنچه تا بحال در آن خزیده بود.

شخصیتی که در نیم ساعت نخست فیلم - با تمام علاقه ای که به وی دارم - در نظرم منفور و اعصاب خورد کن جلوه می کند و بعد ورق چه زیبا و باور نکردنی بر می گردد. روند آرام و تغییرات عمیقی که بسیار ماهرانه نمایش داده می شوند تا هرگز سطحی و عجولانه در نظر تماشاگر دور از ذهن نباشند. استفاده از بازیگرانی نه چندان مشهور و مطرح و خلق یک فیلم دلنشین و تعمق برانگیز , کاری بود که تنها از خود Eastwood برمی آمد.

وقتی از فیلم "Bridges of Madison County" که در سال 95 به بازی خود وی در کنار Meryl Streep یاد کنیم و در این سیزده سال شخصیتی این چنین متضاد از همین کارگردان و بازیگر در فیلمش ببینیم و باز هم لذت ببریم , می توان بیان کرد که با اعجوبه ای کمیاب در تاریخ سینما مواجه هستیم. اعجوبه ای که بخاطر وقار و سنگینی اش کمتر وارد بازیهای اقتصادی سینما شد و به دور از هیاهوها و زد و بندها , زیبایی های کارش را ادامه داد.

به امید اینکه تا سالهای سال زنده و سرپا باشد , تا لذت دیدن فیلمهایش را از دست ندهیم.